پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
آخرین ارسال های انجمن
.





نوشته شده در 8 بهمن 1394
بازدید : 93
نویسنده : محمد جواد مقدسی

ـ خودش بود محمد جواد . هميشه ورودش رو با نوحه « آقام علي(ع) مظلومه » و صداي بلند سينه زدنش تشخيص مي داديم . با تموم وجودش مداحي مي كرد و عشقش خانم حضرت زهرا (س) بود .
اگر ندبه و كميل و توسل رو توي هيئت نمي خوند ، همه اعضاء خانواده رو جمع مي كرد و با سوز هميشگي اش به جمع كوچيكمون معنويت مي داد .
ـ بعد از ديپلم دانشگاه آزاد قبول شد ولي نرفت . همه آرزوش تحصيل توي حوزه بود كه الحمدلله قبول شد . اما ....
ـ پدر خارج از كشور بودن و داداشم دانشجوي اصفهان . موند توي خونه و توي آژانس مشغول به كار شد . مي گفت « رسيدن به مادر و خواهرام عبادت بزرگيه . اينطوري راضي ترم . »
ـ به نيت آقا امام علي(ع) مهريه خانمش رو 110 سكه گذاشت و تمام مراسم عقدشون شد يك حلقه ساده و سه تا صلوات .
ـ عقد خواهرم بود و محمدجواد مثل هميشه پشت فرمان سينه مي زد و مداحي مي كرد .
• اي بابا تكليف ما رو روشن كن ، تو خوشحالي يا نه ؟! براي چي داري سينه مي زني ؟!!
• با لبخند هميشگي اش گفت :
رشته اي بر گردنم افكنده دوست مي كشد هر جا كه خاطرخواه اوست
ـ نيمه هاي شب بلند مي شد و نمازشب مي خواند . بعد از نمازصبح مقيد به قرآن و زيارت عاشورا بود . ديگه عادت كرده بود . بعد از بين الطلوعين با بسم الله پيكانش رو بيرون مي زد و يا علي(ع) ! شروع يه روز جديد .
ـ هميشه از شهداء و جنگ با حسرت حرف مي زد . با چند تا از دوستاش مجمع شهيد آويني رو توي حسينيه محل راه انداختن . دو تا آرزو بيشتر نداشت : « ظهور آقا امام زمان(ع) و شهادت »
ـ روزهاي آخر خيلي عجيب شده بود . نگاه ها و حرفهاش .
يادمه روز شنبه حمام رفت و غسل شهادت كرد . حسابي به خودش رسيد . با تك تك اعضاي خانواده خداحافظي كرد ، اونم با نگاه خاصي كه تا حالا نديده بودم . گفت : دارم مي رم زيارت شاهچراغ(ع) .
قرار بود توي راه سونوگرافي بابا رو بگيره ، براي همين نماز ديرتر رسيده بود حسينيه .
پسر عموم مي گفت : اصرار كردم كه وايسا با هم مي خونيم ، من كار دارم . گفته بود : خيلي دير شده بايد نمازم رو بخونم . چند دقيقه اي از ورودش نگذشته بود كه صداي انفجار فضا رو پر كرد .




نوشته شده در 8 بهمن 1394
بازدید : 84
نویسنده : محمد جواد مقدسی

شهید حاج محمد جوکار

« اوستا ! محمد كاري كرده كه گفتيد ديگه نبايد بياد مغازه ؟! »

« آقاي جوكار ! بچه شما نيم ساعت قبل از اذان مسجده تا بعد از نماز . پنجشنبه و جمعه ها رو هم گذاشته براي شهدا و امام زمانش . شنبه عصر هم كه مراسم كانونه . »‌

تازه فهميدم كه تقصير پسرم عشق امام حسين(ع) است و بس ! ـ

• چند بار ديده بودمش كه نصف شبها به شدت گريه مي كنه .

يه شب پرسيدم بابا محمد جاييت درد مي كنه ؟! « نه بابا جون ! توي حال خودم بودم ، شما بخوابيد . »

با نور موبايلش دعاهاش رو مي خوند و نمازشبش رو تموم مي كرد .

• « محمد ! توي اين عكست چقدر خندوني ؟! ، براي حجله امه . روزي كه دليل خنده ام رو بفهميد گريه مي كنيد.»

• ده دقیقه قبل از شهادتش به خانمش که فقط 15 روز از تاریخ عقدشون میگذشت تماس گرفت و گفت: حلالم کن . . . . . .

• مادرشهید: همیشه برای نماز صبح محمد منو بیدار میکرد

صبح روز انفجار خواب دیدم محمد داره برای نماز صدام میزنه و میگه مامان پاشو نمازت قضا نشه ، بعد از چند دقیقه که پاشدم دیدم محمد داره نماز می خونه که سه بار یه نور زرد بزرگ بهش تابید ...

یه دفعه از خواب پریدم دیدم محمد نشسته داره با خدا حرف میزنه گفتم محمد مامان تو منو صدا زدی ؟ گفت نه دیدم هنوز زود هست صداتون نزدم




نوشته شده در 8 بهمن 1394
بازدید : 72
نویسنده : محمد جواد مقدسی

 

نام: مسعود رضایی

نام پدر: منصور

تاریخ تولد:1358/6/19

تحصیلات: کارشناسی مدیریت


اخلاقیات شهید مسعود رضایی

 

  • همیشه نمازشو اوّل وقت میخوند

  • همیشه تو کاراش رضایت خدا رو میسنجید و به خاطر خدا رو حرف پدر و مادرش حرف نمیزد (و بالوالدین احسانا)

  • هیچوقت صداش رو پیش کسی بلند نمیکرد

  • از دستنوشته های شهید: اعوذو بالله من الشیطان الرجیم هر روز صبح ابن ذکر را 10 مرتبه بخوانید تا شیطان به سراغتان نیاید

  • هر وقت بيكار ميشد قرآن كوچيكشو در مياورد شروع مي كرد به خوندن

  • هیچ وقت امیدش رو از دست نمی داد ، چند بار در مورد مشکلات کاری که احتمال می دادیم در آینده باهاش برخورد می کنیم حرف زدیم هر بار که بحث تموم میشد یک انرژی جدید می گرفتم

  • برای کار امام زمان هیچی کم نمیزاشت و می گفت حالا که داریم یک کار برا آقا انجام میدیم کمو کسری نباید وجود داشته باشه خوش بحالش

  • به موسیقی خوب و حلال علاقه داشت

  • همیشه توی نماز جمعه شرکت میکرد

  • همیشه خنده رو بود

  • اهل صرفه جویی و ساده زیستی بود

  • همیشه یه تسبیح دستش بود و ذکر میگفت

  • هر شب قبل از خواب وضو میگرفت تا قرآن بخونه

  • هيچ وقت دوستاش رو نشناختيم . مي گفت : آبجي براي من دوستن و براي شما نامحرم

  • خيلي اهل زيارت بود و با ائمه(ع) انس زيادي داشت . نماز صبح روز جمعه اش رو حتماً حرم مطهر حضرت شاهچراغ(ع) مي خوند

  • علاقه اش به شهداء رو همه مي دونستن . دو تا از دايي هاش توي جنگ شهيد شده بودن . مسعود هميشه مي خواست در موردشون بدونه . بعد از انفجار براي آخرين بار كه ديدمش ياد برادرم افتادم . مسعود هم مثل داييش دستش روي سينه اش بود و مهمون اباعبدالله(ع) شد

  • بعد از دانشگاه دنبال كار مي گشت . بابا گفته بودند : « فقط كار دولتي ! » چون رضايت پدر و مادر براش شرط بود ، چند تا كار توي شركت خصوصي پيدا كرد ولي نرفت تا پدر و مادر رو راضي نگه داره

  • خیلی به غیبت حساس بود ، هیچوقت اجازه نمیداد کسی جلوش غیبت کنه


بهم گفت دنبال کار میگردم ، گفتم: شبها قبل از خواب سوره واقعه بخون انشاالله کارت درست میشه ، اونم عمل کرد ، بعد از چند وقت دیگه واقعه رو حفظ شده بود. میگفت: دیگه برای کار و ... واقعه رو نمیخونم ، دیگه با این سوره انس گرفتم

چند ساعت بعد از انفجار اومده بود به خواب یکی از بچه ها که اصلا از ماجرا خبر نداشت ، تو خواب مسعود شاغل شده بود

 




قصه کربلا...
نوشته شده در 8 بهمن 1394
بازدید : 71
نویسنده : محمد جواد مقدسی

  • از خرید كه برگشتم دیدم بچه ها از شدت گریه چشمهاشون سرخ شده . گفتم : غلامرضا ! فاطمه و علی چشونه ؟ گفت : براشون قصه كربلا رو تعریف كردم .
  • دیدم داره نماز می خونه . پاشدم نمازم رو خوندم . می خواستم بخوابم كه گفت : هنوز اذان صبح نشده ، الان وقت نمازشبه . تازه فهمیدم داستان زنگ موبایل قبل از اذان چی بود .
  • خیلی اهل مناجات بود و علاقه زیادی به صدای آقای سلحشور داشت . تموم زندگیمون بوی مناجات داشت . عادت كرده بودیم غلامرضا رو با ذكر و مناجات ببینیم . همه جا ، حتی تفریح و گردش !!
  • وقتی رضا بود دیگه نگران تربیت علی نبودم ، خیلی با باباش انس داشت . هر جا میرفت میبردش . مسجد ، حسینیه ، میگفت باید از همین حالا این جور جاها بیان
  • رضا همیشه با وضو بود ، علی ازش یاد گرفته بود ، تا مدّتها بعد رفتن رضا علی برا هر کاری وضو میگرفت ، دخترم میگفت : یاد بابام به خیر
  • از بس تو فامیل مهربون و خوش مشرب بود ، همه عاشقش بودن ، بعد رفتنش حتی بچه کوچیک برادرم هم سراغشو میگرفت
  • خیلی توکّل داشت ، چشمش فقط به خدا بود
  • بعد از رفتن رضا خدا خیلی بهم کمک کرد ، تو این مدّت خدا رو دیدم و محبّت و لطفش رو با تموم وجود حس کردم . . .

 

میرود آبروی نوکر این خانه اگر        وقت مرگش برسد حضرت مولا نرسد!

 

شب آخر برادر خانمشون تعریف می کردندکه:
آقا رضا صدام کرد به سختی بهم گفت:
کمکم کن بنشینم. پرسیدم برای چی ؟ ؟ ؟
گفتن: میخوام اذون بگم به سختی نشستند
چهار تا از الله اکبرهای اذون رو که گفتند یهو به سمت در خیره شدن
انگار که منتظر ورود کسی باشند سه بار آروم گفتند:
( یا حسین ، یا حسین ، یا حسین )
من فکر کردم کسی اومده برگشتم نگاه در کردم کسی نبود
اما وقتی برگشتم . . .


:: برچسب‌ها: کربلا , گریه ,



بازدید : 59
نویسنده : محمد جواد مقدسی
 شعر قاسم صرافان برای امام رضا(ع)

چون ماهیان برکه‌ام، بی‌تاب ماهم یا رضا !

از عاشقانِ «عاشقی با یک نگاهم» یا رضا !
 
من خوب می‌دانم بدم اما دوباره آمدم
خاکیِ راه مشهدم پس سر به راهم یا رضا !
 
به به! چه می‌آید به هم ترکیب ما، آخر بر آن
صحن سفید مرمرت، خالی سیاهم یا رضا !
 
وقت نظر بر گنبد و گلدسته‌های عرشیت
افتاده با عمامه‌ها از سر کلاهم یا رضا !
 
تو شرط مستی هستی و هستم ز نیشابوریان
در صحن جمهوری اگر «مشروطه‌خواه»م یا رضا !
 
مشروطه و مشروعه را دادم به دست عاقلان
در مجلس مستان تو با پادشاهم یا رضا !
 
یادم نمی‌آید یکی از دردهای بی حدم
شکر خدا پهلوی تو من روبراهم یا رضا !
 
از ماه زیباتر تویی، از نوح آقا تر تویی
با اینکه بدنامم ولی دادی پناهم یا رضا !
 
من در بهشتم پس قسم ساقی! به سقاخانه‌ات  
حتما کشیده دست تو خط بر گناهم یا رضا !
 
پیش ضریحت پیشتر خیر دو عالم خواستم
عمریست من شرمنده‌ی آن اشتباهم یا رضا !
 
یا ضامن آهو! بگو صیاد آزادم کند
تا صحن آزادی شبی باشد پناهم یا رضا !
 
از آب سقا خانه‌ات یک جرعه نوشیدم ببین
«رَستم از این بیت و غزل» من مست مستم یا رضا !




عکس های مذهبی
نوشته شده در 25 دی 1394
بازدید : 66
نویسنده : محمد جواد مقدسی
عکس های مذهبی

عکس های مذهبی

در ادامه مطلب




بازدید : 66
نویسنده : محمد جواد مقدسی

یا رضا (ع)...

محبوب رضاست هر که دل ریشتر است

از کعبه صفای این حرم بیشتر است

این جاست طبیبی که ندارد نوبت

هر دل که شکسته تر بود پیشتر است

 

 

امام رضا علیه السلام

 

هر كس مرا با دورى راه زيارت كند و از راه دور بزيارت من آيد در روز قيامت در سه موقف بيارى او خواهم آمد تا او را از ناراحتيهاى آن حال نجات دهم:

اوّل : در آن هنگام كه نامههاى اعمال پخش مىشود از جانب راست و از جانب چپ.

دوم : در آن هنگام كه از صراط ميگذرد.

سوم: در آن وقت كه بپاى ميزان عمل ميرسد و عمل او را بررسى كرده مى سنجند





اشعار مزهبی ،امام زمان (عج)
نوشته شده در 25 دی 1394
بازدید : 78
نویسنده : محمد جواد مقدسی

امام زمان(ع)

چه جمعه‌ها که يک به يک غروب شد نيامدی

                                     چه بغض‌ها که در گلو رسوب شد نيامدي

خليل آتشين سخن؛ تبر به دوش بت شکن

                                     خداي ما دوباره سنگ و چوب شد نيامدي

تمام طول هفته را به انتظار جمعه‌ام

                                      دوباره صبح، ظهر، نه غروب شد نيامدي




روایات از ائمه معصومین (ع)
نوشته شده در 25 دی 1394
بازدید : 60
نویسنده : محمد جواد مقدسی

آداب از گفتار ائمه معصومین (ع):

حضرت علی (ع):

بپوشید جامه پنبه ای  را که آن پوشش رسول خدا و پوشش ما اهل بیت است.

زیر جامه را ایستاده پوشیدن باعث اندوه می شود.

چون لباس خود را از بدن بیرون آوردید بسم الله بگویید تا جنیان  نپوشند واگر نگویید جنیان آن جامه را میپوشند تا صبح.

طعام را بگذارید سرد شود زیرا برکت در طعام سرد است

باکی نیست که در حال راه رفتن چیزی بخوری.

در موقع خوردن غذا شروع کن با بسم الله و چون  تمام نمودی بگو َ«الحمدلله» کسی که چنین کند هر گز از طعام از او سوال نکنند .

خاکروبه خانه  را شب در خانه مگزارید و بیرون ببرید که شیطان در آن جا می گیرد.

امام صادق (ع):

نعلین وکفش بهترین رنگ ها، رنگ زرد است.

جامه سرخ تیره پوشیدن آن کراهت دارد مگر برای نوداماد.

انگشتری بگیرید که نگینش عقیق باشد زیرا انسان پریشان نشود و عاقبت کارش نیکو گردد.

هر که انگشتری فیروزه در دست کند دستش فقیر نشود.

آب زمزم شفا است از هر دردی .

امام موسی کاضم (ع):

انگشتری زرد در دست کردن موجب آسانی است که در آن هیچ دشواری نباشد .

اگر مردم در غذا خوردن میانه رو باشند همیشه بدن ایشان سالم بماند.

حضرت مهدی(ع):

هیچ چیز مانند نماز بینی شیطان را به خاک نمی مالد، پس نماز بگزار و بینی شیطان را به خاک بمال.

معلمون است معلمون است کسی که نماز صبحش را تأخیر بیندازد تا زمانی که ستارگان محو شوند.

       سبب قرب داور است نماز                فرغ مومن ز کافر است نماز   

      در میان  خدا  و  مخلوقش                 ارتبا طی  مکرر  است  نماز

      سپر آتش است روزه  ولی                ناجی روز محشر است  نماز

      مهرآل علی است روح نماز                 بر  محمد  آ ل  ا و صلو ا ت

منبع: گنج های معنوی

 




بازدید : 61
نویسنده : محمد جواد مقدسی
فوايد دعا از سخنان ائمه معصومین علیه السلام


امام صادق علیه السلام :ھمانا بنده مومنى درباره حاجتى خداى خود را خوانده و دعا مى كند در آن حال خداوند عزوجل به فرشتگان گويد حاجت او را ديگرتر بر آوريد چون مشتاق شنیدن صداى دعاى او ھستم و در روز قیامت خداى عزوجل به آن بنده خواھد گفت :
بنده من دعا كردى و من برآوردن حاجت تو را مدتى به تاخیر انداختم و ثواب دير برآوردن حاجتت را الان چنین و چنان خواھد و درباره فلان مطلب دعا كردى باز ھم دعايت را دير مستجاب كردم و اكنون به عوض دير مستجاب شدن دعايت مزد و پاداش فراوانى خواھم داد. امام صادق علیه السلام فرمود: ھمین كه مومن خوبى نتیجه را مى بیند آرزو مى كند كه اى كاش ھیچ يك از دعاھايش در دنیا مستجاب نمى شد.
 (ب ٢١ ، ح ٥، ص ١١١٢)

پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله فرمود: ھر مسلمانى كه دعا كرده و خدا را بخواند البته در غیر قطع رحم و گناه حتما يكى از اين سه نعمت به او داده خواھد شد.
اول : خواسته اش را بزودى برآورد.
دوم : ذخیره آخرتش قرار دھد.
سوم : پیشامد ناگوارى را از او دور كند.
ياران گفتند اگر چنین است فراوان دعا كنیم . فرمود: فراوان دعا كنید.

امام صادق علیه السلام : خداوند در روز قیامت دعاى مومنان را جزء كارھاى نیك آنان شمرده و به ھمین بھانه در بھشت جاى بھترى به آنان خواھد داد.

على علیه السلام : دعا سپر مومن در مقابل بلاھا است و اگر درب خانه اى را زياد بكوبى عاقبت به رويت باز شود. خداوند دوست دارد بندگانش از او درخواست كنند و به پاداش دعاى آنان در روز قیامت مانند عملھاى ديگرشان خواھد داد.
(وسائل الشیعه)

امام صادق علیه السلام : بر شما باد به دعا كردن چه اينكه ھیچ وسیله اى مانند دعا شما را به مقامات قرب معنوى نزديك نمى كند.

رسول اكرم صلى الله علیه و آله : دعا مغز و روح عبادتھا است ھیچ دعايى بى اثر نمى ماند و لااقل كفاره بعضى از گناھان واقع مى شود.
(وسائل الشیعه)رضا جاهد